کتابهای برتر کتابخوان فروردین ماه

 

نکات نغز

 

معرفی کتابخانه ملی فرانسه

 

 

 

کتابخانه ملی فرانسه در امتداد سمت راست ساحل رودخانه سن در قلب پاریس در میان سه بنای مهم بورس، باغ‌های تویلری، و ساختمان اپرا جایگاه مهمی را به خود اختصاص داده است. این کتابخانه که وارث اریخی کهن است، قدیمی‌ترین مؤسسه فرهنگی در فرانسه است که با تنوع و کیفیت چشمگیرِ مجموعه خود، در زمره مهم‌ترین کتابخانه‌های جهان قرار دارد.

تاریخچه

کتابخانه ملی در بدو امر مجموعه شخصی پادشاهان فرانسه بود. شارل پنجم (حکومت ۱۳۶۴-۱۳۸۰م.) ادیب و کتاب‌دوست بزرگی بود که مجموعه‌ای ارزشمند حاوی هزار نسخه خطی در قصر خویش ــ لوور کنونی ــ فراهم آورد. ژیل ماله، کتابدار او، اقدام به ایجاد یک نظام فهرستنویسی نمود که امروزه نیز همچنان مورداستفاده قرار دارد. طی جنگ‌های صد ساله، کتابخانه نتوانست در امان و مصون باقی بماند. لویی یازدهم(۱۳۸۳-۱۴۶۱م.) مجموعه‌ای را برای جانشین خود بر جای گذاشت که به‌تدریج گسترش یافت. لشکرکشی‌های چارلز هشتم و لویی دوازدهم به ایتالیا، منجر به مصادره مجموعه‌های مهم خارجی گردید.

فرانسوای اول (۱۵۱۵-۱۵۴۷) با اهدای دو اثر نفیس باعث پیشرفت کتابخانه شد. او نسخ خطی یونانی اهدایی خود را در قصرش واقع در فونتن بلو گردآوری نموده بود. او در "فرمان مون پولیه" (1537) قوانین امانت حق مؤلف را وضع نمود که بر اساس آن ناشران و مسئولان چاپ موظف بودند از هر کتابی که در فرانسه به‌چاپ می‌رسد، چند نسخه برای کتابخانه سلطنتی تهیه کنند. این نسخه‌ها در قصر سلطنتی در دره لوآ جای داده می‌شد. این اقدام، که ارتباط نزدیکی با اندیشه ایجاد کتابخانه ملی داشت، در مدتی طولانی مؤثر واقع شد ـ تا دهه ۱۶۴۵ فقط کتابخانه سطلنتی ۱۳۲۴ کتاب چاپی داشت.

کتابخانه سلطنتی فرانسه به‌طور رسمی در اواخر دهه ۱۵۰۰ در پاریس و در منطقه لاتین زبان گشایش یافت. سپس در ۱۶۶۶ کولبر، صدراعظم لویی چهاردهم، آن را به خیابان ویوین در کنار رودخانه سن و نزدیک محل کنونی آن انتقال داد و به نحو قابل توجهی در توسعه آن کوشید (کتاب‌های به‌ارث رسیده ماروله در ۱۶۶۷ به تنهایی ۱۲۳۰۰۰ جلد را به مجموعه اضافه کرد) و در سازماندهی آن کوشید (نیکولا کلمان رده‌بندی جدیدی از کتاب‌های چاپی را ارائه داد).

قرن هجدهم یکی از دوره‌های مهم در تاریخ کتابخانه ملی به‌شمار می‌رود، زیرا از ۱۷۲۰ استفاده آن برای عموم آزاد شد. در ۱۷۴۳ به جایگاه فعلی آن در قصر کاردینال مازارَن (صدراعظم دوران کودکی لویی چهاردهم) واقع در خیابان ریشلیو منتقل شد و در آنجا به پنج بخش تقسیم گردید: نسخ خطی؛ کتاب‌های چاپی؛ مدال‌ها؛ سکه‌ها؛ و آثار برجسته اعم از آثار چاپی، شجره‌نامه‌ها، و عنوان‌ها. کتابخانه با مدیریت آبه بینیون به مرکزی علمی ـ فرهنگی تبدیل شد و محل تردد اندیشمندان و نویسندگان معروف زمان، نظیر دیدرو، روسو، و ولتر بود. گردآوری منابع خارجی در غنی‌تر کردن مجموعه سهم بسیاری داشت. نخستین فهرست چاپی در ۱۷۳۹ تهیه شد.

در خلال انقلاب فرانسه، مجلس ملی این کشور اقدام به از بین بردن دفتر کتابداران پادشاه، اصلاح قانون واسپاری، تغییر نام کتابخانه به "کتابخانه ملی" و واگذاری آن به یک آکادمی نمود. با این تغییرات نه تنها کتابخانه آسیبی ندید، بلکه مجموعه آن رشد فوق‌العاده‌ای یافت. بیش از ۳۰۰۰۰۰ کتاب و نسخه خطی که از کتابخانه‌های خصوصی روحانیون و سردمداران انقلاب مصادره شده بود به کتابخانه ملی افزوده شد. کتابخانه طی جنگ‌های انقلابی و جنگ‌های ناپلئون، منابع مهمی را از کشورهای خارجی فراهم آورد.

در اوایل دهه ۱۸۰۰ به‌دلیل انباشتگی بیش از حد ساختمان‌ها، کارکنان برای به‌دست آوردن فضای بیشتر، مجموعه‌ها را به اطراف منتقل کردند. قسمت‌هایی از ساختمان بازسازی شد و سعی کتابداران بر فهرست کردن تعداد عظیمی از مواد گردآوری شده قرار گرفت. اما تا دهه ۱۸۵۰ که یک مدیرعامل اجرایی برای کتابخانه انتخاب شد تغییر قابل توجهی رخ نداد. ساختمان نیمه تمام تحت‌نظارت یک مهندس ساختمان به‌نام هنری لابروست قرار گرفت که در ۱۸۶۱ فروشگاه‌های کتاب و تالار مطالعه‌ای بنا نهاده بود که اکنون نیز مورداستفاده قرار می‌گیرد. انتشار فهرست کتاب‌های چاپی با کتاب‌های تاریخ فرانسه آغاز شد. در اواخر قرن، لئوپولد دُلیل فهرست نویسندگان را منتشر کرد ـ دویست و سی و یکمین جلد آن در ۱۹۸۱ منتشر شد.

در قرن بیستم با گسترش مجموعه‌ها و ضمیمه شدن مواد جدید گردآوری شده، ایجاد بخش‌های جدیدی نظیر موسیقی (۱۹۴۲) و هنرهای نمایشی، آرشیو صدا، و مواد دیداری ـ شنیداری (۱۹۷۶) ضروری بود. گسترش ساختمان پاریس با تشکیل تالار بیضی شکل نشریات (گشایش ۱۹۳۶)، مدارک ویوین (۱۹۸۵)، و بازسازی بخش‌هایی جهت نقشه‌ها، مواد چاپی، و سکه‌ها صورت گرفت. کتابخانه ملی نیز با ارائه خدمات به مناطق اطراف پاریس (در ورسای) و چند استان (سابله و پرووینس) توسعه پیدا کرد.

سازماندهی

کتابخانه ملی، نهادی ملی با استقلال مالی و خدمات اجتماعی است که از ۱۹۸۱ با نظارت وزارت فرهنگ انجام وظیفه می‌کند. وظایف، سازماندهی، و نظام مالی آن در ۲۲ مارس ۱۹۸۳ با صدور حکمی قطعیت یافت.

وظایف

وظیفه کتابخانه ملی جمع‌آوری، نگهداری، و انتقال میراث ملی اطلاعات از طریق واسپاری قانونی و انتشار کتابشناسی ملی فرانسه است. میراث ملی اطلاعات شامل کتاب، نشریات ادواری، مواد چاپی، عکس، نقشه و نمودار، سکه و مدال، قطعه‌های موسیقی، نوارهای صوتی، نوارهای ویدئویی، و مواد چند رسانه‌ای می‌شود. خرید، اهدا، ارث، یا مبادله اقلامی مانند نسخ خطی، عتیقه‌جات، و آلات و ابزار مربوط به هنرهای نمایشی و آواز (مانند لباس‌های محلی و طراحی)، بر غنای مجموعه کتابخانه می‌افزاید. کتابخانه همچنین دارای مجموعه‌هایی از منابع مرجع خارجی در ادبیات و علوم اجتماعی و نیز مدارکی در زمینه بخش‌های تخصصی است و در این حوزه‌ها پژوهش‌هایی نیز انجام می‌دهد.

مدیریت

ریاست کتابخانه ملی برعهده مدیرکل است که از سوی رئیس جمهور انتخاب می‌شود. اداره کتابخانه تحت‌نظرشورایی متشکل از ۱۵ عضو است که به نمایندگی از کمیته‌های دولتی و فرهنگی، اقتصادی، و علمی انجام وظیفه می‌کنند. اعضای شورا پیرامون موضوعات مربوط به اداره و تصویب بودجه کتابخانه با یکدیگر مذاکره می‌نمایند. شورای علمی کتابخانه با ۲۳ عضو در زمینه طرح‌های پژوهشی کتابخانه همکاری می‌کنند. یک مدیرعامل تحت‌نظارت مدیرکل قرار دارد که مدیران بخش‌های خدمات دولتی و مالی با او همکاری دارند. علاوه براین، سه مدیر بخش‌های غیردولتی به‌عنوان مشاور امورنگهداری و اطلاعات فعالیت دارند. مدیر پژوهش، بر بخش‌های شناسه کتابشناختی، پردازش، و کلیه خدمات مربوط به مبادله و امانت بین‌المللی نظارت دارد. امور مربوط به تکثیر، نگهداری، و ترمیم برعهده مدیر فنی؛ و امور کنترل واسپاری تجاری، برپایی نمایشگاه‌ها، ارتباطات داخلی، روابط عمومی و انتشارات، از جمله "نگرشی بر کتابخانه ملی"، با مدیر توسعه و اطلاع‌رسانی است. کتابخانه دارای ده بخش حفاظت و اطلاعات است که هر کدام تحت‌نظارت یک مدیر قرار دارد.

تجهیزات و ساختمان

کتابخانه ملی برخی از غنی‌ترین گنجینه‌های مستند و هنری جهان را در اختیار داشته و در ساختمان‌ها و پایگاه‌های خود از آنها نگهداری می‌کند. وسعت ساختمان‌های آن در پاریس و استان‌های دیگر به بیش از ۱۲۵۰۰۰ مترمربع بالغ می‌شود که تنها ۷۷۰۰۰ مترمربع آن در قلب پاریس واقع شده است.

بودجه

حدود ۸۰ درصد بودجه کتابخانه جهت امور اجرایی، گردآوری، پژوهش‌های خاص، و تجهیزات و تدارکات را وزارت فرهنگ تأمین می‌کند. ۲۰ درصد باقیمانده نیز از طریق فعالیت‌های کتابخانه از قبیل دریافت شهریه، فروش نشریات، تکثیر، و فروش بلیط‌های نمایشگاه فراهم می‌آید. حقوق کارمندان و بودجه طرح‌های مهم تخصصی از بودجه بالا مستثنی بوده و توسط دولت و بودجه ملی تأمین می‌شود. بودجه کتابخانه ملی در اوایل دهه ۱۹۹۰ نزدیک به ۱۶۰ میلیون فرانک فرانسه در سال بود که حدود ۲۰ میلیون فرانک آن به گردآوری مواد، ۲۰ میلیون فرانک جهت نگهداری مواد، و ۲۰ میلیون فرانک نیز به پردازش داده‌ها تعلق گرفت. حقوق کارمندان حدود ۱۵۰ میلیون فرانک فرانسه در سال برآورد می‌شود.

پرسنل

تعداد کارکنان ثابت شامل ۱۲۵۰ نفر است. کارمندانی که در زمینه وظایف کتابخانه فعالیت دارند، تحت پوشش وزارت آموزش عالی؛ و کسانی که در زمینه اداری، حفاظت، و امور پشتیبانی همکاری می‌کنند، تحت‌پوشش وزارت فرهنگ قرار دارند. گردآوری، فهرستویسی، و نگاهداری مجموعه و دسترس‌پذیر ساختن آنها از جمله وظایف کارکنان کتابخانه است. کارکنان کتابخانه به گروه‌های پژوهش (۲۳۰ نفر)، فنی (۲۳۰ نفر)، و انباردار (۳۶ نفر) تقسیم می‌شوند.

مجموعه‌ها

مجموعه کتابخانه ملی به ده بخش اطلاع‌رسانی و نگاهداری تقسیم می‌شود که عبارتند از:

  • کتاب‌های چاپی

     

    •  این بخش دارای ۱۱۰ کیلومترمربع قفسه و حدود ۱۳ میلیون جلد کتاب، انتشارات رسمی، و نشریات ادواری تا قبل از ۱۹۵۹ است. نظام طبقه‌بندی آن برگرفته از نظامی است که "نیکولا کلمان" در اواخر قرن ۱۸ آن را بنا نهاد. در قلب این بخش مجموعه کتاب‌های نایاب به میزان ۱۵۰۰۰۰ اثر قرار گرفته است که نزدیک به ۱۲۰۰۰ جلد آن از جمله کتاب‌های بسیار قدیمی است.
  • نشریات ادواری

     

    •  این بخش که از ۱۹۴۵ ایجاد شده است، نشریات روزانه و نشریات ادواری منتشره بعد از ۱۹۵۹ را در قفسه‌هایی به وسعت ۵۳ کیلومترمربع نگهداری می‌کند. سالیانه ۴۰۵۰۰ عنوان نشریه به این بخش وارد می‌شود که ۳۲۰۰۰ عنوان آن در فرانسه و تحت‌پوشش واسپاری قانونی به چاپ می‌رسد. تعداد ۸۵۰۰ عنوان پیایند دیگر مربوط به بیش از ۱۲۵ کشور و به بیش از ۱۰۰ زبان خارجی است.
  • نسخ خطی

     

    • این بخش شامل دو قسمت شرقی و غربی است و آثار آن بر اساس زبان مرتب شده است. در قسمت غربی ۵۱۰۰۰ نسخه فرانسوی، ۲۱۸۰۰ نسخه لاتین، و ۵۰۰۰ نسخه یونانی قرار دارد. همچنین نسخ مذّهب دوره کارولین و قرون وسطی، در مجموعه استثنایی نسخ خطی ادبی نویسندگان کلاسیک و معاصر فرانسه طبقه‌بندی شده‌اند. در قسمت شرقی ۳۰۰۰۰ نسخه خطی (۷۲۰۰ نسخه عربی، ۴۳۰۰ چینی، و ۳۱۰۰ تبتی) و ۱۶۰۰۰۰ حکاکی روی چوب وجود دارد.
  • مواد چاپی و عکس‌ها

     

    • این بخش، گراورهای امانی حق‌تألیف را از قرن هجدهم، و عکس‌ها را از قرن نوزدهم گردآوری کرده است. همچنین گردآورنده مجموعه‌های تخصصی بزرگی است که بیانگر ۱۵ میلیون قطعه متنوع (شامل نقاشی، کارت پستال، و پوستر) بوده و از تعداد چشمگیری گراور برخوردار است.
  •  نقشه‌ها و نمودارها

     

    • این بخش که در ۱۸۲۸ توسط جغرافی‌دانی به‌نام "ژومار" به‌وجود آمده است حاوی بیش از ۶۵۰۰۰۰ نقشه و ۱۰۰۰۰ اطلس است. قدمت گردآوری مجموعه کره زمین و آسمان به قرن شانزدهم برمی‌گردد.
  • سکه‌ها، مدال‌ها، و آثار عتیقه

     

    • در این بخش بیش از ۳۵۰۰۰۰ سکه گردآوری شده که بر اساس محدوده جغرافیایی و عصر باستانی طبقه‌بندی شده است. در موزه آن مجموعه چشمگیری از یافته‌های قدیمی به‌نمایش گذاشته شده است که قدمت آن به دوره‌های باستانی برمی‌گردد. کوزه‌های یونانی این موزه بسیار قابل توجه است.
  • موسیقی

     

    • در این بخش کتاب‌ها، نشریات ادواری، قطعات موسیقی، و تصنیف‌های دست‌نوشت برخی آهنگسازان، نظیر "دون جیووانی"  اثر موزارت، قرار دارد. موزه کتابخانه / اپرا از ۱۹۳۵ به کتابخانه ملی ملحق شده است.
  • آرشیوهای صدا و مواد دیداری ـ شنیداری

     

    • این بخش اکثر مجموعه خود را از ۱۹۳۸ از طریق امانت حق تألیف نوار صدا فراهم آورده است. از ۱۹۷۵ نوارهای ویدئویی نیز به آن افزوده شده است. این بخش حاوی بیش از یک میلیون نوار صدا، ۲۰۰۰۰ نوار ویدئویی، و ۱۰۰۰۰ آثار چندرسانه‌ای است.
  • هنرهای نمایشی

     

     

    • شروع کار این بخش به ۱۹۲۰ برمی‌گردد، هنگامی که مجموعه‌داری به‌نام "اگوست روندل" مجموعه خود را وقف کتابخانه نمود. مجموعه متنوع و گسترده این بخش با بیش از سه میلیون اثر حاوی کتاب‌ها، نشریات ادواری، عکس‌ها، لباس‌های محلی، و نمونه‌های طراحی صحنه با قرار گرفتن در کتابخانه آرسنال، ارائه‌دهنده هنرهای نمایشی معاصر و طراحی صحنه است. این بخش در آوینیون شعبه‌ای به‌نام "خانه ژان ویلار" دارد که متصدی برگزاری جشنواره سالانه تئاتر است.
  • کتابخانه آرسنال

     

    • کتابخانه آرسنال واقع در نزدیکی قصر باسیل، از ۱۹۳۵ به‌عنوان بخشی از کتابخانه ملی قرار گرفته است. مجموعه قدیمی و گسترده آنکه حاوی تاریخ ادبیات است شامل ۱۵۰۰۰۰ نسخه خطی، ۱۰۰۰۰۰ مواد چاپی، و ۱۰۰۰۰۰۰ کتاب است.

رشد و گسترش مجموعه

وظیفه بخش‌های مواد گردآوری شده، اعم از فرانسوی و خارجی، مراقبت از مجموعه و تهیه کتابشناسی آثار چاپی است که از طریق سپرده قانونی و یا خرید، اهدا یا مبادله به‌دست آمده است؛ اگرچه این وظیفه تمامی بخش‌های کتابخانه نیز هست. ناشران بر اساس قانون، موظف به ثبت کلیه مواد چاپی (اعم از کتاب، گراور، نقشه، جزوه، نشریات ادواری، پوستر، و نظایر آن، آثار موسیقی، عکس و فیلم، و ضبط صدا) هستند. ناشران برای هر کتاب و نشریه چهار نسخه، و چاپخانه‌ها دو نسخه باید ارائه دهند. مجموعه کتابخانه ملی در ۱۹۹۰ از طریق سپرده قانونی دارای تقریباً ۴۲۰۰۰ کتاب و جزوه، بیش از ۱۵۷۰۰۰۰ نشریه ادواری، بیش از ۲۱۰۰ نقشه، حدود ۱۷۲۵۰ عکس، ۲۷۳ مدال، و بیش از ۱۵۰۰ تصنیف موسیقی گردید. علاوه براین، موارد خریداری شده برای کتابخانه ملی بالغ بر ۳۰۰۰۰ کتاب، بیش از ۴۵۰۰۰ ریزبرگه، و بیش از ۱۲۰۰۰ سند رسمی می‌شد. اکثر این مدارک از اروپا و امریکای شمالی، و موضوع آن پیرامون علوم انسانی و اجتماعی بود. کتابخانه نزدیک به ۶۸۰۰ مورد مبادله نیز داشته است.

موارد سپرده قانونی در کتابخانه ملی فرانسه فهرست شده‌اند. تمامی مدارکی که از ۱۹۷۰ گردآوری شده‌اند بر روی لوح‌های فشرده ضبط شده‌اند. کتاب‌ها و نشریاتی که از طریق مبادله یا خرید فراهم آمده‌اند در پایگاه اطلاعاتی اپال کتابخانه ملی، که در ۱۹۹۱ دارای بیش از ۱۳۰۰۰۰۰ استناد کتابشناختی بوده است، فهرست شده‌اند.

انتظار می‌رود که با پیشرفت مستمر رایانه‌ای شدن فهرست‌های برگه‌ای و چاپی، این رقم به ۷۰۰۰۰۰۰ بالغ شود. بخش‌های تخصصی، در پایگاه اطلاعاتی اپال کتابخانه ملی سهم قابل توجهی دارند.

حفاظت و نگهداری

کتابخانه ملی از ۱۹۸۰ در مورد اجرای طرح حفاظت و نگهداری مجموعه خود اقدام نمود. بر اساس این طرح، کتابخانه دارای یک میلیون مدرک قابل بررسی است. در این راستا دو مرکز حفاظت، یکی در "سابله" جهت کتاب‌ها و دیگری در پروینس جهت نشریات ادواری عهده‌دار اجرای عملیات اسیدزدایی کاغذ، تعمیر و تحکیم جلد کتاب، و تکثیر عکس هستند. بیش از ۱۵۰۰۰ کتاب بر روی ریزبرگه و ۱۶۰۰ روزنامه بر روی ریزفیلم در دسترس قرار دارد. این طرح در کلیه بخش‌ها به مورد اجرا گذاشته شده است. برخی از طرح‌های حفاظت در آزمایشگاه مرکزی حفاظت یا آزمایشگاه‌های موجود در بخش‌های مختلف اجرا می‌شود. سایر طرح‌ها به متخصصان غیروابسته حفاظت محول شده است.

اطلاع‌رسانی

تنوع وظایف کتابخانه ملی و گستره مجموعه‌ها بیانگر ملتی متنوع است. دستیابی آنان به تالار مطالعه (بیش از ۴۲۴۰۰ برگه ورود در ۱۹۹۰ به ثبت رسیده است) از جمله ویژگی‌های آن است. متقاضیان کتاب برای دستیابی به مجموعه‌هایی که در سایر کتابخانه‌های پاریس وجود ندارد، باید اثبات نمایند که دارای پژوهشی تخصصی یا مطالعاتی در زمینه کارشناسی هستند. اما دستیابی خوانندگان به سایر منابع بستگی کمتری به وضعیت تخصصی آنان داشته و بیشتر بر ماهیت نیازهای مطالعاتی آنان و توانایی کتابخانه در فراهم آوردن مواد مناسب برای آنها متمرکز است. تعداد زیادی از مراجعان از دانشگاه پاریس (۷۰ درصد) و میزان قابل توجهی نیز از افراد خارجی (۲۶ درصد) هستند. از مشخصه‌های خدمات پایگاه اطلاع‌رسانی، برخورداری هر بخش از حداقل یک تالار مرجع است. کتابخانه ملی پذیرای حدود ۴۰۰۰۰۰ مراجعه‌کننده است که به تعداد ۱۳۰۰۰۰۰ مدرک دسترسی دارند. بیش از نیمی از این مراجعان از بخش کتاب‌های چاپی استفاده می‌کنند.

بخش خدمات امانی کتابخانه ملی در ۱۹۹۰ جوابگوی نزدیک به ۴۸۰۰۰ درخواست بوده است که یک سوم این تعداد از خارج کشور بوده است. امر تکثیر مواد نیز روبه افزایش است. در اوایل دهه ۱۹۹۰ هر ساله نزدیک به ۲۰۰۰۰۰۰ تکثیر انجام پذیرفته است. بخش خدمات عکس نیز سالیانه بیش از ۱۲۰۰۰۰۰ عکس جدید داشته است.

پژوهش و گسترش

عمق و محتوای مجموعه کتابخانه نشانگر اهمیت کتابخانه ملی در ارائه مستمر پژوهش بوده است. برنامه‌های موجود در آن به پژوهش موضوعی، فهرست مجموعه‌های تخصصی، و مطالعات فنی و حرفه‌ای می‌انجامد. کتابخانه اکثر برنامه‌های پژوهشی خود را با همکاری نهادهای دیگر نظیر "مرکز پژوهش علمی ملی" به اجرا می‌گذارد.

کتابخانه ملی با پریایی نمایشگاه‌های متعدد، تنوع مجموعه‌های خود را برای عده کثیری از مراجعان به نمایش می‌گذارد. در ۱۹۹۰، تعداد ۲۲ نمایشگاه پذیرای ۱۷۰۰۰۰ بازدیدکننده در خیابان "ریشلیو" بود. کتابخانه ملی برای آگاهی عده کثیر بازدیدکنندگان از فعالیت‌های پژوهشی خود، فهرست‌های نمایشگاه‌ها را منتشر می‌کند.

آینده

اکثر بخش‌های کتابخانه با به حد نهایت رسیدن فضای انباری خود، با تصمیمات عمده‌ای مبتنی بر چگونگی استمرار رشد و توسعه خود با این فضای موجود و خدمت به مراجعان مواجه شده‌اند. در ۱۹۸۷، امانوئل لو روئا لادوری و مدیرکل کتابخانه، ایجاد کتابخانه ملی دیگری با نام کتابخانه "بیس" (مجدد) را پیشنهاد کرد. در ۱۴ جولای ۱۹۸۸، "فرانسوا میتران" رئیس‌جمهور وقت فرانسه در روز مراسم مخصوص خود، اجرای طرح‌هایی برای کتابخانه ملی جدید به‌نام کتابخانه فرانسه را به مردم نوید داد. دولت نیز گزارشی ارائه داد مبنی بر تبیین اهداف مهم طرح و پیشنهاد جایگاه جدید واقع در طول رودخانه سن در منطقه سیزدهم در جنوب شرقی پاریس، که طراح آن مهندس دومینیک است.

اجرای این طرح مستلزم انتقال گروهی از مجموعه‌های موجود در بخش‌های کتاب‌های چاپی، نشریات ادواری، و آرشیو صدا به ساختمان جدید است. سال ۱۹۹۴ برای این انتقال درنظر گرفته شد. در کتابخانه فرانسه چهار بخش برای مواد چاپی درنظر گرفته شد که عبارتند از: بخش فلسفه، تاریخ، علوم‌انسانی، و علوم اجتماعی؛ بخش علوم سیاسی، قانون و اقتصاد؛ بخش علوم و فناوری؛ و بخش هنر و ادبیات. در این مکان جدید بخشی برای آثار کمیاب و ارزشمند درنظر گرفته شد که حدود ۴۰۰۰۰۰ مورد را در خود جای داده است و تالاری نیز به پژوهش کتابشناختی اختصاص دارد.

کتابخانه ملی در ابتدای ۱۹۹۰ اقداماتی برای این انتقال به عمل آورد که از میان آنها می‌توان به تبدیل فهرستگان خود به‌صورت ماشین‌خوان اشاره کرد. در این طرح چهار ساله، که نخستین بار از ۱۹۴۷ همه مجموعه را دربرمی‌گرفت، ایجاد فهرست رایانه‌ای همه مواد مورد انتقال و دسترسی مراجعان به ارجاع‌های کتابشناختی کل مجموعه چه در محل و چه از راه دور درنظر گرفته شده است. علاوه بر این، کتابخانه ملی وظیفه حفاظت از مدارک آسیب‌پذیر و تکثیر ده‌ها هزار مدرک بر روی ریزبرگه و ریزفیلم را برعهده گرفته است و در نهایت، بخشی از بودجه مجموعه‌سازی برای کتابخانه فرانسه به کتابخانه ملی واگذار شد تا بی‌درنگ برای ایجاد مجموعه‌های خارجی و نظام قفسه باز برای محل جدید اقدام شود.

پس از آنکه مجموعه‌های مواد چاپی و مواد دیداری ـ شنیداری انتقال یافت، "کتابخانه ملی"، که به "کتابخانه ملی هنر" تغییر نام یافته بود، مجددآ در خیابان ریشلیو سازماندهی شد تا مجموعه‌هایی با تاریخ و هنر مشترک، نظیر مجموعه‌های کتابخانه هنر و مجموعه‌های ژاک دوسه باستان‌شناس، را در خود جای دهد.

حدیث روز

 

آموزش اوریگامی

 

معرفی کتاب پدرو پارامو

 

کتاب پدرو پارامو نوشته‌ی خوان رولفو برای نخستین بار در سال 1955 منتشر شد. این کتاب یکی از درخشان‌ترین و بهترین آثار خوان رولفو است. خوان رولفو کتاب پدرو پارامو را زمانی نوشت که در دولت مکزیک به‌عنوان یک افسر مهاجرت مشغول به کار بود، شاید رازآلود بودن این کتاب هم از داستان‌های آدم‌هایی آمده است که رولفو در طول روز با آن‌ها سروکار داشته است.

مذهب، خاطرات و گذشته، خشونت و دیوانگی از مهم‌ترین و اصلی‌ترین تم‌های کتاب پدرو پارامو هستند که خوان رولفو در نوشتن کتاب از آن‌‌ها استفاده کرده است.

احمد گلشیری مترجم آثار رولفو درباره‌ی او و آثارش می‌نویسد: « او در پدرو پارامو به‌گونه‌ای طنزآمیز اسطوره را به کار می‌گیرد. این مکانِ اسطوره‌ای جهانی است آکنده از لحظه‌های گذرا که در آن گفته‌ها، خاطره‌ها و اندیشه‌های آدم‌ها همه هم‌زمان ارائه می‌شوند. از این نظر خواننده ممکن است در ابتدا دچار آشفتگی شود. آنچه به‌ظاهر روایتی است که سخنگویی بر آن است تا به یاری آن داستان خویش را بازگوید، در حقیقت، تکه‌ای از داستانی است که یکی از صداهای بسیار رمان؛ یکی از پسران پدرو پارامو به نام خوان پرسیادو نقل می‌کند. ترتیب زمانی در این رمان اهمیتی چندان ندارد، کتاب همچون مجموعه‌ای از اسطوره به‌سادگی سعی می‌کند تا آنچه را دارد ارائه دهد. به‌یقین، ترتیب زمانی در داستان‌های فرعی رعایت شده است، بااین‌همه درحالی‌که کنار هم قرار گرفتن تک‌تک این داستان‌های فرعی کتاب را به‌ظاهر نامفهوم کرده است، اما تنها در کل است که می‌توان دید رمان از ارتباطی منطقی برخوردار است. و این همان شگردی است که فضایی کردن داستان نامیده شده است. از این نظر رمان پدرو پارامو کنایی است اما آنچه به‌دست‌آمده، تصویری است از سرزمین آشوب‌زده‌ای که لاهوتی منحرف به قدیسی مرتد سپرده است.»

خلاصه داستان پدرو پارامو

خوان پِرسیادو نام شخصیت اصلی داستان پدرو پارامو است که پس از سال‌ها دوری به دنبال پدرش به روستای کومالا آماده است. کومالا روستایی است که بین مردگان و زندگان قرار دارد، این روستا درواقع شبیه شهر ارواح است. خواننده در داستان همراه با خوان پرسیادو صدای ارواح را می‌شنود و نقش اصلی داستان را در حل کردن معماهای داستان کمک می‌کند. خوان پرثیادو در رمان پدرو پارامو با شخصیت‌هایی مالیخولیایی روبه‌رو می‌شود، درواقع شخصیت‌های داستان را خوان رولفو به این شکل خلق کرده است.

در بخشی از کتاب پدرو پارامو می‌خوانیم

می‌توانستم از شکاف بام دسته‌های توکا را ببینم. آن‌ها هميشه غروب آفتاب، پیش از تاریک شدن هوا، به‌سوی لانه پرواز می‌کنند. و چند لکه ابر را که از بادی که برای بردن روز می‌آید پاره‌پاره شده بود. بعد ستاره زهره بیرون آمد و سپس ماه.

مرد و زن نبودند. از در حیاط بیرون رفتند و تا وقتی شب نشد نیامدند. بنابراین مدتی که بیرون بودند نفهمیدند چه اتفاقی افتاد. زنی از کوچه پا به اتاق گذاشت. پیر بود و بی‌اندازه لاغر. وارد شد و همه جای اتاق را نگاه کرد. شاید مرا دید. شاید فکر کرد که خوابم. یک‌راست به‌سوی تخت رفت و از زیر آن جعبه‌ای بیرون آورد و تویش را گشت. چند ملافه زیر بغلش گذاشت و نوک پا نوک پا بیرون رفت؛ انگار می‌ترسید نکند بیدار شوم.

من که نفسم را نگه‌داشته بودم و سعی می‌کردم نگاه نکنم کاملاً بی‌حرکت ماندم. دست‌آخر سرم را برگرداندم و ازآنجا ستاره زهره را نگاه کردم که کنار ماه می‌درخشید.

«اینو سر بکش.»

جرئت نمی‌کردم سرمو برگردونم.

«اینو سر بکش، برات خوبه. جوشونده بهارنارنجه. می دونم که ترسیده‌ای، چون می‌لرزی، حال تو بهتر می‌کنه.»

دست‌هایش را شناختم، و وقتی سرم را بلند کردم چهره‌اش را شناختم. مرد پشت سرش ایستاده بود و از من پرسید: «حال تون به هم می‌خوره؟»

«نمی دونم. من آدم‌هایی می‌بینم که شما نمی بینین. الآن زنی اینجا بود. حتماً اونو موقع بیرون رفتن دیده‌اید.»

معرفی کتاب جشن هالوین

 

داستان جشن هالوین که عنوان آن در زبان انگلیسی «halloween’s party» است اولین بار سال ۱۹۶۹ در انگلستان منتشر شد. این داستان در زمان خودش توجه‌های زیادی را به خود جلب کرد هرچند بیست سال بعد بعضی معتقدان این کتاب را ناامیدکننده خواندند و افراد زیادی معتقدند در مقابل سایر داستان‌های کریستی چندان قوی نیست اما بازهم داستانی جذاب و جالب است که ارزش خواندن را دارد.

داستان کتاب ماجرای دختر نوجوانی است که شبی در جشن هالوین مدعی می‌شود که سال‌ها قبل شاهد قتلی بوده است. هیچ‌کس حرف او را باور نمی‌کند و او با عصبانیت مهمانی را ترک می‌کند اما چند ساعت خود اوست که به قتل می‌رسد. حالا پوآرو باید قاتل را پیدا کند، قاتلی که احتمالاً بیش از یک قتل مرتکب شده است و قتل امشب را برای پوشاندن رازی که نمی‌خواهد برملا شود انجام داده است.

در این داستان پوآرو تنها نیست و دستیاری به نام «آریادن اولیور» هم دارد که نویسنده‌ی داستان‌های جنایی و همکار پوآروست. این دو نفر تلاش می‌کنند در کنار هم راز جشن هالوین را برملا کنند.

داستان جشن هالوین سوژه‌ی اقتباس‌های مختلفی شده و از روی آن برنامه تلویزیونی، رادیویی و رمان گرافیکی ساخته‌شده است. این داستان، ماجرای قسمت دوازدهم سریال کارآگاه پوآرو نیز بوده است.

نکات نغز

 

معرفی کتابخانه ملی رشت

 

 

 

 

کتابخانه ملی رشت در ورودی خیابان علم‌الهدی جنب ساختمان شهرداری رشت  قرار دارد.

این کتابخانه دارای ۱۵۰ هزار جلد کتاب چاپی و ۱۷۵۰ جلد کتاب خطی است که برخی از آن‌ها منحصر به فرد هستند. تعداد اعضای آن ۲۰۰۰۰ نفر است و روزانه به‌طور متوسط ۱۵۰۰ نفر از این کتابخانه استفاده می‌کنند.بنای کتابخانه ملی در قسمت غرب میدان شهرداری و در جوار ساختمان شهرداری جای دارد. در جنوب بنا خیابان علم الهدی، میدان شهرداری را به سبزه میدان متصل می‌سازد. در شمال حیاط ساختمان شهرداری و در غرب واحدهای تجاری بنای کتابخانه را احاطه کرده‌اند. این قسمت از شهر و نقاط اطراف بنا از متراکم‌ترین و پر رفت و آمدترین مناطق رشت به‌شمار می‌روند.

تاریخچه 

فکر تأسیس کتابخانه ملی در سال ۱۳۰۶ توسط محمد علی تربیت رئیس اداره فرهنگ گیلان، در زمین اهدایی شهرداری رشت به این اداره مطرح شد. بر اساس اسناد و شواهد موجود، عملیات ساختمانی در سال ۱۳۰۶ شمسی در زمینی که توسط شهردار وقت رشت به جمعیت نشر معارف برای ساخت کتابخانه اهدا شد، شروع گشت. به علت کمی بودجه ساخت بنا تا سال ۱۳۱۳ شمسی ادامه داشت و در این سال همزمان با هزارهٔ فردوسی طوسی کتابخانه افتتاح گشت. احداث این بنا هم‌زمان با ساخت و ساز یک سلسله ابنیه اداری و عام‌المنفعه در شمال ایران در دوره عهد پهلوی اول انجام گرفت و نوع معماری آن تقلیدی از معماری شرق اروپا می‌باشد. هم‌اکنون کتابخانه ملی تحت نظر جمعیت نشر فرهنگ گیلان اداره می گرددو ریاست آن بر عهده دکتر عباس شرفی ماسوله می‌باشد.

مشخصات بنا 

بنای اولیه کتابخانه پلانی نسبتاً مستطیل شکل داشت که سردریزیبا در جنوب آن ساخته شده بود. بنای اولیه دو طبقه و بام آن شیروانی بوده‌است. امروزه در جنوب بنای اصلی با ایجاد ۱۳ ستون در همکف و ساخت قرائت خانه بانوان بر بالای آن گنجایش کتابخانه افزوده شده‌است. در شمال شرقی سرسرا اتاق مدیریت کتابخانه واقع شده‌است. در جنوب سرسرا قرائت خانه بانوان و در غرب آن مخزن کتابخانه قرار دارد. قسمتی از مخزن کتابخانه را به دو نیم طبقه تقسیم کرده‌اند که طبقه فوقانی آن را به نگهداری کتب خطی و قدیمی اختصاص داده‌اند. در قسمت فوقانی بنای کتابخانه در سال ۱۳۶۹ هـ ش تالاری سراسری ساخته شده‌است. این تالار مختص قرائتخانه آقایان می‌باشد و ۱۳ ستون در طول و در میانه تالار سنگینی بام بنا را تحمل می‌نمایند. گنجایش قرائتخانه آقایان ۶۴۰ نفر، قرائتخانه بانوان ۲۵۰ نفر و مخزن کتابخانه دارای حدوداً ۵۰ هزار جلد کتاب اعم از خطی و چاپی است.

تزیینات

گرچه در ساخت بنای کتابخانه بیشترین توجه به استحکام آن معطوف گشته ولی سر در اولیه بنا در جبهه جنوبی و تزیین ستونچه‌های جان پناه اطراف راه پله‌ها از نمودهای این کتابخانه هستند. امروز پس از الحاق قسمت جنوبی به ساختمان اولیه و احداث ستون‌هایی که طاق‌هایی هلالی دارند نمای بیرونی این جبهه از ساختمان دگرگون شده. بر بالای طاق‌ها و در بین پنجره‌های کتابخانه در قسمت جنوبی در پنج کادر مربع با کاشی‌های هفت رنگ شمسه‌هایی پدیدآورده و نمای بیرونی این قسمت را آراسته اند.در آخرین کادر منتهیالیه غربی درون قسمت کاشیکاری نام کتابخانه ملی رشت نگاشته شده‌است.

نوع مالکیت 

کتابخانه ملی رشت در اختیار انجمن نشر فرهنگ گیلان قرار دارد و یکی از قدیمیترین کتابخانه‌های عمومی مستقل از نهادهای دولتی در ایران است. به دلیل ساختار معماری بنا و نظر به اینکه این ساختمان به همراه بنای شهرداری، ساختمان پست و هتل ایران و ساختمان شماره ۲ شهرداری از ابنیه اوایل عصر پهلوی و تشکیل دهنده یک مجموعه می‌باشند، ثبت آن حائز اهمیت می‌باشد.

 

معرفی کتاب اتوبوس شبانه شمال

 

 نویسنده در این کتاب در بستری داستانی، وقایع تاریخی دوران اولیه انقلاب اسلامی را روایت کرده است. منیره خدابخش حصار در رشته تاریخ تحصیل کرده و در زمان انقلاب برای بازتاب این رویداد بزرگ اجتماعی در میان توده‌ها، به میان طبقات روستایی و کارگری رفته و به کار گزارشگری می‌پرداخت. او تا به حال فعالیت‌های زیادی از جمله تهیه‌کنندگی، نویسندگی و خبرنگاری را تجربه کرده است. خدابخش‌حصار در دوره اول فعالیت ادبی خود سه رمان «عزیزترین»، «لیلا در مه» و «آسمان آبی» را منتشر کرده که همگی مضمونی اجتماعی‌ـ انتقادی دارند. همچنین دو رمان «مهتاب‌رو» و «در خیابان خبری نیست» را هم به چاپ رسانده است. نویسنده در کتاب «اتوبوس شبانه شمال» هم مانند دیگر آثارش داستان را از زبان سوم شخص روایت می‌کند. داستانی که مسائل اجتماعی روز جامعه را بازتاب می‌دهد. از حضور گروه‌های فعال در دانشگاه‌ها و فعالیت‌هایشان در فضای فرهنگی گرفته تا حضور رزمنده‌ها در جبهه و جنگ به شکلی در این اثر و در زندگی و خانواده زنی تحصیل‌کرده و استاد دانشگاه به اسم عطیه انعکاس پیدا کرده است. در بخشی از این کتاب «اتوبوس شبانه شمال» می‌خوانیم: «اتوبوس شبانه شمال با همه مسافرانش در مهی غلیظ و نمناک فرو رفت و به سرعت گم شد. حالا همراه باران شدید و رعد و برق، طوفان هم زور آزمایی می‌کرد، چیزی نمانده بود که چتر بی‌رنگ پلاستیکی عطیه به همراه برگ‌ها و شاخه‌ها سبک درختان به پرواز درآید. زن دو پایش را چون دو ستونی به زمین محکم فشرد و با دست از بالا رفتن چتر جلوگیری کرد. کمی ثبات از ترسش کاست و به او مهلت داد تا اطرافش را بپاید، به این امید که مسافر دیگری چون او منتظر اتوبوس لنگرود باشد. تا چندمتر آن طرف‌تر که چشم از لابه‌لای هوای خیس می‌دید، کسی دیده نمی‌شد. ترس افتاد به دل زن، شاید ایستگاه چند قدم بالاتر است. اگر تنها در آن هوا و در سر پیچ می‌ایستاد امکان داشت دیده نشود.