معرفی کتاب ریاضیات زیبا

نظریه بازیها با کمک مدلهای ریاضی، واقعیتهای رفتاری، اقتصادی افراد یا پدیدهها را تحلیل میکند. این نظریه درزمینههای زیستشناسی تکاملی، علوم اجتماعی،روانشناسی و جامعه شناسی کاربرد زیادی دارد. تا قبل از قرن بیستم علم اقتصاد، علمی کسالت بار توصیف میشد. اما با پیدا شدن ارتباطاتی بین علم ریاضیات و اقتصاد، انقلابی درکاربرد ریاضیات به وجود آمد که توانست رفتار انسانها را در عرصههای مختلف به صورت کمی بیان کند. فون نویمان که یک ریاضیدان برجسته بود و با همکاری اقتصاددانی به نام مورگن اشترن نظریه بازیها را با علم اقتصاد ترکیب کرد. امروزه نظریه بازی یک واژه عمومی برای تحلیل رفتار متقابل انسانها و پدیدههاست.
بلوغ و تحول در نظریهی بازیها توسط جان نش
جان نش در سال 1928 در ویرجینیای غربی به دنیا آمد. او از دوران دبیرستان توجه ویژهای به رشته ریاضیات داشت تا حدی که چند واحد پیشرفته را در کالج محلی گذراند. اما آنطور که همه پیشبینی میکردند او در دانشگاه به سراغ ریاضیات نرفت و تصمیم گرفت مثل پدرش یک مهندس برق شود. جان نش هنگام انتخاب نامنویسی از مهندسی برق نیز صرف نظر و در رشته مهندسی شیمی در انستیتو تکنولوژی کارنگی ثبت نام کرد. او بار دیگر رشته خود را به شیمی تغییر داد. اما تمام این تغییر رشتهها نتوانست رضایت او را جلب کند. به این ترتیب او به اولین انتخاب خود و دنیایی که به آن تعلق داشت، یعنی ریاضیات بازگشت.
ایده ترکیب علم ریاضی و اقتصاد در کلاس درس اقتصاد بینالملی از ذهن او گذشت. از نظر او قوانین ریاضی به وضعیتهای پیچیده اقتصادی کاملا مرتبط بودند. او ایدهی خود را در قالب مقالهای با عنوان مسئله داد و ستد آغاز کرد که بعدها به منبعی برای نظریه بازیها تبدیل شد. داد و ستد شکل متفاوتی از نظریه بازیها را ارائه میکند که حداکثر مقدار سود را به طرفین بازی پیشنهاد میدهد. جان نش نشان داد که با تهیه نقشه ریاضی میتوان موقعیت داد و ستد بهینه را برای بازیکنان محاسبه کرد.
جان نش با انتشار مقاله تعادل نش که حاصل پایاننامهی دکترایش بود به یکی از پیشگامان نظریهبازیها تبدیل شد. این مقاله به زبان ساده توضیح میدهد که فرایندهای طبیعی، اجتماعی و .. به تعادل احتیاج دارند و اگر در شرایط ناپایداری به سر ببرند میتوان وقایع آینده را پیشبینی کرد. البته این مفهوم بسیار پیچیده تر از تعریف گفته شده است.
نظریهها بازی و پیوند علوم به یکدیگر
پس از آنکه جان نش انقلابی در نظریه بازیها به وجود آورد، این نظریه از انحصار رشتههایی مانند اقتصاد یا روانشناسی خارج شد و در دیگر علوم مانند علوم انسانشناسی، علوم اعصاب و فیزیک نیز کاربرد پیدا کرد. اگرچه کاربرد آن در مناقشات اقتصادی ملموستر است اما رد پای این نظریه را در روابط انسانی و کاربردی میتوان جستجو کرد. در روزگاری که که فروید سردمدار روانکاوی و عصبشناسی بود ، روانشناسان توانایی پاسخ به فرایندهای مغزی که اساس رفتار انسان را تشکیل میدهد نداشتند. در عصر کنونی میتوان رفتار انسانی را با مفاهیم کمی و علائمی که در مناطقی از مغز نشان دادهمیشود ردیابی کرد. مغز منفعت را با ترشح هورمون نشان میدهد. به بیان دیگر با استفاده از این نظریه میتوان منفعت مغز را با ترشح دوپامین به جای پول و سود در اقتصاد سنجید و بینشی جدید برای تحلیل رفتارهای اقتصادی انسان ایجاد کرد

